چرا خودشناسی باید مسیر داشته باشد؟
در مقالههای قبلی گفتیم خودشناسی چیست، چرا مهم است و از کجا میشود شروعش کرد. گفتیم خودشناسی فقط چند تست شخصیتشناسی، چند صفت درباره خودمان یا چند جمله قشنگ نیست. خودشناسی از زندگی واقعی شروع میشود؛ از واکنشها، ترسها، رابطهها، تصمیمها و موقعیتهایی که مدام در زندگی ما تکرار میشوند.
اما اینجا یک سؤال مهم پیش میآید: حالا این همه چیز را چطور کنار هم بگذاریم؟
اگر هر روز فقط بنویسیم امروز چه چیزی ناراحتمان کرد، در رابطه چه حسی داشتیم، از چه چیزی ترسیدیم یا کجا خودمان نبودیم، بعد از مدتی ممکن است وسط این همه فکر و نوشته گم شویم. یک روز درباره خانواده مینویسیم، یک روز درباره رابطه، یک روز درباره ترسها، یک روز درباره شغل و پول، یک روز درباره انتخاب همسر. همه اینها مهماند، اما اگر مسیر نداشته باشند، خودشناسی تبدیل میشود به چند فکر پراکنده.
برای همین خودشناسی به نقشه نیاز دارد.
آدم فقط یک بُعد ندارد
گاهی فکر میکنیم برای شناخت خودمان کافی است چند سؤال ساده بپرسیم: من چه آدمی هستم؟ چه چیزهایی را دوست دارم؟ از چه چیزهایی بدم میآید؟ نقاط قوت و ضعفم چیست؟
این سؤالها خوباند، اما کافی نیستند. چون ما فقط احساساتمان نیستیم. فقط خانوادهمان نیستیم. فقط رابطههایمان نیستیم. فقط باورهایمان نیستیم. فقط معیارهای ازدواجمان هم نیستیم. همه اینها با هم ما را میسازند.
مثلاً ممکن است کسی فکر کند مشکلش در انتخاب همسر فقط این است که هنوز آدم مناسب را پیدا نکرده. اما وقتی دقیقتر نگاه میکند، میبیند مسئله فقط طرف مقابل نیست. خودش هم هنوز نیازهایش را خوب نمیشناسد. نمیداند در رابطه از چه چیزی میترسد. نمیداند چه الگوهایی را از خانوادهاش با خودش آورده. نمیداند درباره پول، فرزند، نقش زن و مرد، شهر زندگی و سبک زندگی چه میخواهد. حتی معیارهایش هم قاطی شدهاند؛ بخشی از خودش آمده، بخشی از خانواده، بخشی از ترس عقب ماندن، بخشی هم از مقایسه با دیگران.
اینجاست که معلوم میشود خودشناسی باید لایهبهلایه جلو برود.
پنج لایه خودشناسی
در آموزشگاه ازدواج، مسیر خودشناسی را در پنج لایه میبینیم: خودم، خانواده، رابطه، جهانبینی، انتخاب. این پنج لایه کمک میکنند به جای اینکه فقط پراکنده فکر کنیم، قدمبهقدم جلو برویم و بفهمیم قبل از انتخاب همسر، چه چیزهایی را باید درباره خودمان روشن کنیم.
لایه اول، خودم است. یعنی قبل از اینکه بخواهم کسی را انتخاب کنم، باید کمی روشنتر بفهمم خودم چه کسی هستم. چه نیازهایی دارم؟ از چه چیزهایی میترسم؟ چه چیزهایی من را بههم میریزد؟ چه چیزهایی برایم مهماند؟ چه ارزشهایی دارم؟ در فشار، عصبانیت، تنهایی یا وابستگی چطور رفتار میکنم؟ این لایه پایه مسیر است، چون اگر من خودم برای خودم مبهم باشم، انتخابهایم هم مبهم میشوند.
لایه دوم، خانواده است. نه برای سرزنش کردن خانواده و نه برای اینکه همه چیز را گردن آنها بیندازیم. برای اینکه بفهمیم در چه فضایی بزرگ شدهایم و چه چیزهایی را از آن فضا با خودمان آوردهایم. در خانواده ما محبت چطور نشان داده میشد؟ دعوا چطور حل میشد؟ مرزها چطور بودند؟ پول، دین، موفقیت، ازدواج، نقش زن و مرد و آبرو چه معنایی داشتند؟ خیلی وقتها فکر میکنیم مستقل انتخاب میکنیم، اما صدای خانواده هنوز در انتخابهایمان هست.
لایه سوم، رابطه است. اینجا سؤال فقط این نیست که «من چه کسی را دوست دارم؟» سؤال مهمتر این است که من در رابطه چه شکلی میشوم. وقتی کسی به من نزدیک میشود، احساس امنیت میکنم یا میترسم؟ وقتی ناراحت میشوم، حرف میزنم یا عقب میکشم؟ معمولاً جذب چه آدمهایی میشوم؟ اوایل رابطه چه چیزهایی را نادیده میگیرم؟ رابطه فقط جایی برای شناخت طرف مقابل نیست؛ جایی برای شناخت خودمان هم هست.
لایه چهارم، جهانبینی است. یعنی من اصلاً چه جور زندگیای میخواهم. کار برای من چه معنایی دارد؟ پول برایم امنیت است، آزادی است یا جایگاه؟ فرزند میخواهم یا نه؟ دین و اخلاق در زندگی من چه جایگاهی دارند؟ نقش زن و مرد را چطور میبینم؟ درباره مهاجرت، شهر زندگی، خانوادهها و سبک زندگی چه فکری دارم؟ خیلی از اختلافهای جدی ازدواج از همینجا میآید؛ جایی که دو نفر همدیگر را دوست دارند، اما زندگی را شبیه هم نمیبینند.
لایه پنجم، انتخاب است. اینجا تازه به معیارها میرسیم. یعنی معیارها آخر مسیرند، نه اول مسیر. اگر خودم را نشناخته باشم، خانوادهام را ندیده باشم، الگوهای رابطهام را نفهمیده باشم و نگاهم به زندگی روشن نباشد، معیارهایم هم دقیق نخواهند بود. در این لایه میپرسم: چه کسی واقعاً برای من مناسب است؟ معیار اصلی من چیست؟ کدام معیارهایم قرضیاند؟ کدامها از ترس آمدهاند؟ کجا دارم علاقه را با تناسب اشتباه میگیرم؟
از اینجا وارد لایهها میشویم
خودشناسی اگر مسیر نداشته باشد، ممکن است آدم را خسته کند. زیاد فکر میکند، زیاد مینویسد، زیاد تست میدهد، اما آخرش نمیداند دقیقاً به چه چیزی رسیده است. برای همین باید مسیر داشته باشیم؛ مسیری که کمک کند بدانیم الان داریم کدام بخش خودمان را میبینیم و قرار است بعدش سراغ چه چیزی برویم.
در آموزشگاه ازدواج، این مسیر را با همین پنج لایه جلو میبریم: خودم، خانواده، رابطه، جهانبینی، انتخاب.
از مقاله بعدی وارد لایه اول میشویم: لایه خودم؛ یعنی چیزهایی که قبل از انتخاب همسر، باید درباره خودمان روشنتر کنیم. چون انتخاب آگاهانه از همینجا شروع میشود: از اینکه قبل از شناختن آدم مقابل، کمی خودمان را بهتر بشناسیم.
پست های مرتبط
21 مهر 1405
12 مهر 1405
12 مهر 1405
12 مهر 1405
دیدگاهتان را بنویسید